چرا کودک همهچیز را میفهمد، اما حرف نمیزند؟
یکی از نگرانیهای رایج والدین این است که میگویند: «فرزندم همهچیز را میفهمد، وقتی صدایش میکنم واکنش نشان میدهد، خواستههایم را متوجه میشود و حتی دستورها را انجام میدهد؛ اما خودش صحبت نمیکند یا فقط چند کلمه میگوید.»
این وضعیت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. فهمیدن زبان و توانایی بیان کردن آن دو مهارت متفاوت هستند. ممکن است کودک در درک حرفهای دیگران عملکرد خوبی داشته باشد، اما برای تبدیل افکار، خواستهها و احساساتش به کلمه و جمله با مشکل مواجه باشد.
نکته مهم این است که خوب فهمیدن کودک، بهتنهایی به این معنا نیست که رشد گفتار او کاملاً طبیعی است. اگر کودک متناسب با سنش صحبت نمیکند، بهتر است علت آن بررسی شود؛ زیرا مداخله زودهنگام میتواند به پیشرفت ارتباطی او کمک کند.
۱. تفاوت درک زبان با بیان زبان چیست؟
درک زبان (زبان دریافتی)
یعنی کودک متوجه میشود دیگران چه میگویند. برای مثال، وقتی میگویید «توپ را بیاور»، توپ را پیدا میکند و برایتان میآورد یا وقتی میگویید «برو کفشهایت را بیاور»، منظور شما را میفهمد.
بیان زبان (زبان بیانی)
یعنی کودک بتواند از صداها، کلمات و جملهها برای بیان خواستهها، احساسات و افکارش استفاده کند؛ مثلاً بگوید «آب میخوام»، «مامان بیا» یا «توپ بده».
این دو مهارت معمولاً در کنار هم رشد میکنند، اما الزاماً با سرعت یکسان پیش نمیروند. گاهی درک زبان کودک خوب است، ولی توانایی بیان او از همسالانش عقبتر است. به این وضعیت ممکن است تأخیر در زبان بیانی گفته شود.
۲. چرا کودک با وجود فهمیدن، صحبت نمیکند؟
علت اول: تأخیر در رشد زبان بیانی
یکی از علتهای احتمالی این است که کودک هنوز در یادگیری و استفاده از کلمات، ترکیب آنها و ساختن جملهها به سطح مورد انتظار سنش نرسیده است.
ممکن است کودک:
بیشتر خواستههایش را با اشاره بیان کند.
دست بزرگسال را بگیرد و به سمت وسیله موردنظر ببرد.
فقط چند کلمه محدود داشته باشد.
کلمات را بشناسد، اما خودش از آنها استفاده نکند.
بهجای درخواست کردن، گریه کند یا صداهای نامفهوم تولید کند.
کلمات را تکرار کند، اما در موقعیت مناسب از آنها استفاده نکند.
در این شرایط، کودک ممکن است حرفهای زیادی را بفهمد، اما برای استفاده فعال از زبان به کمک تخصصی نیاز داشته باشد.
علت دوم: دشواری در برنامهریزی و تولید گفتار
صحبت کردن فقط دانستن کلمات نیست. مغز باید کلمه موردنظر را انتخاب کند، حرکات لازم برای گفتن آن را برنامهریزی کند و سپس عضلات گفتاری را هماهنگ سازد.
در برخی کودکان، این فرایند دشوارتر است. برای مثال، کودک ممکن است بخواهد چیزی بگوید، اما در تولید کلمه موردنظر مشکل داشته باشد یا یک کلمه را هر بار به شکل متفاوتی تلفظ کند.
یکی از مشکلاتی که در ارزیابی تخصصی بررسی میشود، آپراکسی گفتار دوران کودکی است؛ اختلالی حرکتی در برنامهریزی گفتار. این اختلال با تأخیر معمول زبان یکسان نیست و نمیتوان صرفاً به دلیل حرف نزدن کودک آن را تشخیص داد.
علت سوم: تفاوتهای فردی در رشد و شروع دیرهنگام گفتار
بعضی کودکان دیرتر از همسالان خود شروع به صحبت میکنند. به برخی از این کودکان «دیرگو» گفته میشود.
اما باید توجه داشت که نمیتوان صرفاً با این استدلال که «بچهها با هم فرق دارند» تأخیر گفتار را نادیده گرفت. برخی کودکان بعداً پیشرفت خوبی پیدا میکنند، ولی در برخی دیگر تأخیر ادامه پیدا میکند یا با مشکلات دیگری همراه است.
به همین دلیل، ارزیابی و پیگیری رشد کودک اهمیت زیادی دارد.
علت چهارم: مشکلات شنوایی
یکی از موارد مهمی که باید بررسی شود، شنوایی کودک است.
گاهی والدین میگویند: «کودکم همهچیز را میفهمد، پس شنواییاش مشکلی ندارد.» اما کودک ممکن است به صداهای بلند واکنش نشان دهد یا بعضی دستورهای آشنا را بفهمد، درحالیکه در شنیدن دقیق صداهای گفتاری مشکل داشته باشد.
عوامل احتمالی عبارتاند از:
کاهش شنوایی خفیف یا یکطرفه.
مشکلات شنوایی که بعد از تولد ایجاد شدهاند.
تجمع مایع در گوش میانی یا برخی مشکلات گوش.
شنوایی کودک باید بهصورت تخصصی بررسی شود، حتی اگر به صداها واکنش نشان میدهد.
علت پنجم: تفاوت در رشد ارتباط اجتماعی
گاهی کودک علاوه بر کمصحبتی، در استفاده اجتماعی از ارتباط نیز تفاوتهایی دارد. برای مثال:
کمتر برای نشان دادن چیزهای جالب به دیگران اشاره میکند.
کمتر بهصورت مشترک به یک شیء نگاه میکند و توجهش را با والدین به اشتراک میگذارد.
کمتر از اشاره، نگاه و حالت چهره برای ارتباط استفاده میکند.
به تعامل رفتوبرگشتی با دیگران علاقه یا مشارکت کمتری نشان میدهد.
در بازیهای وانمودی یا تقلید اجتماعی تفاوتهایی دارد.
این نشانهها بهتنهایی تشخیصدهنده هیچ اختلالی نیستند، اما اگر مجموعهای از آنها وجود داشته باشد، لازم است رشد ارتباط اجتماعی کودک بررسی شود. یکی از مواردی که متخصص در صورت لزوم ارزیابی میکند، اختلال طیف اوتیسم است. مهم است بدانیم که کودکان دارای اوتیسم نیز ممکن است بسیاری از دستورها را بفهمند و تواناییهای خوبی داشته باشند؛ بنابراین، درک خوب زبان بهتنهایی اوتیسم را رد نمیکند.
علت ششم: کمبود فرصت برای استفاده فعال از زبان
گاهی بزرگسالان بهقدری سریع نیازهای کودک را برآورده میکنند که او فرصت کمتری برای درخواست کردن، انتخاب کردن یا شروع ارتباط پیدا میکند.
مثلاً کودک فقط به لیوان نگاه میکند و والدین بلافاصله آب به او میدهند. در نتیجه، کودک فرصت کمی برای تمرین اشاره هدفمند، صدا یا کلمه پیدا میکند.
البته این به معنای مقصر بودن والدین نیست. هدف این است که در تعاملهای روزمره، فرصتهای بیشتری برای ارتباط ایجاد شود؛ بدون اینکه کودک را تحت فشار قرار دهیم یا نیازهای ضروریاش را از او دریغ کنیم.
علت هفتم: استفاده زیاد و منفعلانه از صفحهنمایش
تماشای طولانی تلویزیون یا موبایل، بهویژه زمانی که جای بازی، گفتوگوی مستقیم و تعامل دوطرفه را میگیرد، میتواند با مشکلات رشد زبان ارتباط داشته باشد.
کودک برای یادگیری زبان به شنیدن صرف کلمات نیاز ندارد؛ بلکه باید در تعامل واقعی، به صداها و کلمات پاسخ دهد، نوبت بگیرد، تقلید کند و از دیگران بازخورد دریافت کند.
بنابراین، کاهش صفحهنمایش و جایگزین کردن آن با بازی و گفتوگوی رودررو میتواند مفید باشد.
علت هشتم: مشکلات رشدی یا عصبی دیگر
در برخی موارد، تأخیر گفتار ممکن است با شرایط دیگری همراه باشد؛ مانند تأخیر کلی رشد، برخی اختلالات عصبی یا مشکلات رشدی خاص. در این وضعیتها ممکن است مهارتهای دیگری مثل بازی، حرکت، حل مسئله یا ارتباط اجتماعی نیز نیازمند بررسی باشند.
این موضوع به این معنا نیست که هر کودک کمحرفی مشکل عصبی دارد؛ بلکه نشان میدهد برای یافتن علت، نباید فقط به تعداد کلمات توجه کرد.
۳. از کجا بفهمیم کودک به تأخیر گفتار مبتلاست؟
سن کودک یکی از مهمترین عوامل در بررسی این موضوع است. برای مثال، کمصحبتی در یک کودک ۱۰ماهه با حرف نزدن در یک کودک ۳ساله یکسان نیست.
سن کودک مهارتهای ارتباطی مورد انتظار
۶ تا ۹ ماهگی غانوغون، بازی با صداها و واکنش به تعامل دیگران
حدود ۱۲ ماهگی استفاده از اشاره و حرکات ارتباطی، گفتن یک یا چند کلمه معنادار در بسیاری از کودکان
حدود ۱۸ ماهگی افزایش واژگان و تلاش برای نام بردن یا درخواست کردن با کلمات
حدود ۲ سالگی ترکیب دستکم دو کلمه، مانند «آب بده» یا «مامان بیا»؛ در معیارهای رشدی رایج، استفاده از حدود ۵۰ کلمه نیز یک شاخص مهم است
حدود ۳ سالگی استفاده از عبارتها و جملههای طولانیتر، پرسیدن سؤالهای ساده و گفتوگوی رفتوبرگشتی ابتدایی
این موارد راهنمای کلیاند، نه ابزار تشخیص. کودکان با سرعتهای متفاوت رشد میکنند و باید مجموعه مهارتها را در نظر گرفت.
چه زمانی باید پیگیری کنیم؟
کودک تا حدود ۱۶ماهگی هیچ کلمه معناداری نمیگوید.
کودک در ۲۴ماهگی کلمات را با هم ترکیب نمیکند.
کودک در هر سنی مهارتی را که قبلاً داشته از دست میدهد.
کودک به نام خود یا صداهای گفتاری بهطور قابلانتظار پاسخ نمیدهد.
کودک برای برقراری ارتباط، حتی از اشاره و نگاه هدفمند نیز کمتر استفاده میکند.
در این شرایط، منتظر ماندن برای اینکه کودک خودبهخود حرف بزند، بهترین انتخاب نیست. اگر کودک مهارتهای قبلی خود را از دست داده است، ارزیابی پزشکی باید سریع انجام شود.
۴. برای حرف زدن کودک چه کارهایی انجام دهیم؟
راهکارهای خانگی زمانی مؤثرترند که متناسب با سطح رشدی کودک باشند و هر روز در موقعیتهای طبیعی تکرار شوند.
راهکار اول: روبهروی کودک صحبت کنید
در زمان بازی یا غذا خوردن، همسطح کودک بنشینید، صورتتان در میدان دید او باشد و با جملات کوتاه صحبت کنید.
بهجای اینکه از دور مرتب سؤال بپرسید، درباره همان چیزی که توجه کودک را جلب کرده حرف بزنید.
مثال: «ماشین! ماشین قرمز. ماشین رفت.»
راهکار دوم: کتاب تصویری بخوانید
کتابهای ساده با تصاویر بزرگ انتخاب کنید. تصویرها را نام ببرید، صداهای حیوانات را تقلید کنید و فرصت دهید کودک نگاه کند، اشاره کند یا صدا تولید کند.
لازم نیست کودک حتماً کلمه را تکرار کند. هر تلاش ارتباطی او ارزشمند است.
راهکار سوم: از بازی برای آموزش کلمات استفاده کنید
بازی با ماشین، عروسک، توپ، حباب و حیوانات اسباببازی فرصت مناسبی برای یادگیری کلمات است.
هنگام بازی از کلمات سادهای مثل «برو»، «بیا»، «بده»، «افتاد»، «باز» و «تموم شد» استفاده کنید.
کلمه را در لحظه مناسب تکرار کنید تا کودک ارتباط میان کلمه و اتفاق را یاد بگیرد.
راهکار چهارم: فرصت درخواست کردن بدهید
دو وسیله موردعلاقه کودک را نشان دهید و بپرسید: «توپ میخوای یا ماشین؟»
چند ثانیه مکث کنید تا کودک فرصت واکنش داشته باشد. او ممکن است با نگاه، اشاره، صدا یا کلمه انتخابش را نشان دهد.
سپس خودتان کلمه را به شکل طبیعی بیان کنید: «توپ میخوای! اینم توپ.
راهکار پنجم: نوبتگیری را تمرین کنید
بازیهایی مثل دالیبازی، قل دادن توپ به یکدیگر و ساختن برج با مکعبها، فرصت تعامل رفتوبرگشتی ایجاد میکنند.
یک بار شما، یک بار کودک. مکث کنید تا او فرصت داشته باشد نوبت خود را با حرکت، صدا یا کلمه نشان دهد.
راهکار ششم: شعر و ترانههای کودکانه بخوانید
ترانههای کوتاه و تکراری انتخاب کنید. بخشهایی از ترانه را مکث کنید تا کودک فرصت کند با حرکت، صدا یا کلمه مشارکت کند.
شعرهای همراه با حرکت دست و بدن، برای بسیاری از کودکان جذابترند.
۵. وقتی کودک با اشاره خواستهاش را بیان میکند، چه کنیم؟
روش مناسب این نیست که بطری را از او دور کنید تا مجبور شود کلمه «آب» را بگوید. همچنین لازم نیست از او بخواهید چندین بار کلمه را تکرار کند.
بهتر است:
1. به اشاره او پاسخ دهید و بگویید: «آب میخوای؟»
2. چند ثانیه مکث کنید و فرصت واکنش بدهید.
3. اگر صدا یا کلمهای تولید کرد، آن را تأیید کنید و الگوی درست را ارائه دهید.
4. آب را در اختیارش بگذارید و ارتباط را به تجربهای مثبت تبدیل کنید.
استفاده از اشاره، حالت چهره و در صورت نیاز تصاویر ارتباطی، مانع یادگیری گفتار نیست؛ این ابزارها میتوانند به کودک کمک کنند خواستههایش را بهتر بیان کند. هدف این است که ارتباط کودک افزایش یابد، نه اینکه فقط او را وادار به صحبت کردن کنیم.
۶. چه کارهایی ممکن است روند گفتار را دشوارتر کند؟
مقایسه کردن با کودکان دیگر: تفاوتهای رشدی میتوانند باعث نگرانی یا فشار غیرضروری شوند.
اصرار مداوم بر تکرار کلمات: تکرار اجباری ممکن است کودک را خسته یا مضطرب کند.
پرسیدن سؤالهای پیدرپی: پرسشهای مکرر مانند «این چیه؟ بگو این چیه؟» میتوانند تعامل را شبیه امتحان کنند.
پیشبینی کردن تمام نیازهای کودک: بهتر است فرصتهای طبیعی برای درخواست و انتخاب ایجاد شود.
استفاده طولانی از موبایل و تلویزیون: این کار نباید جای تعامل مستقیم و بازی را بگیرد.
صبر کردن طولانی بدون ارزیابی: اگر تأخیر مشخصی وجود دارد، فرصت مداخله مناسب را از دست ندهید.
سرزنش کردن یا برچسب زدن: گفتار کودک با فشار و تنبیه بهتر نمیشود.
۷. آیا گفتاردرمانی میتواند به این کودکان کمک کند؟
افزایش قصد ارتباطی
کمک به کودک برای اینکه خودش ارتباط را شروع کند، چیزی بخواهد، انتخاب کند یا توجه دیگران را به یک موضوع جلب کند.
ترکیب کلمات و ساخت جمله
هنگامی که کودک آمادگی لازم را دارد، درمانگر به او کمک میکند کلمات را ترکیب کند و جملههای کوتاه بسازد.
آموزش به والدین
والدین یاد میگیرند چطور در زمان بازی، لباس پوشیدن، غذا خوردن و فعالیتهای روزانه، فرصتهای طبیعی برای یادگیری زبان ایجاد کنند.
نکته مهم این است که درمان صرفاً به تمرین گفتن کلمات محدود نمیشود. گاهی لازم است توجه مشترک، تقلید، بازی، نوبتگیری و روشهای جایگزین ارتباطی نیز تقویت شوند.
مدت و میزان پیشرفت به علت مشکل، سن کودک، تواناییهای اولیه، تداوم تمرین و شرایط رشدی او بستگی دارد؛ بنابراین نمیتوان برای همه کودکان زمان یکسانی برای شروع صحبت کردن تعیین کرد.
۸. آیا کاردرمانی هم برای کودکانی که حرف نمیزنند مؤثر است؟
کاردرمانی در برخی کودکان میتواند نقش مکمل مهمی داشته باشد، اما کاردرمانی جایگزین گفتاردرمانی نیست.
اگر کودک علاوه بر تأخیر گفتار، مشکلاتی در زمینههای زیر داشته باشد، ارزیابی کاردرمانی نیز میتواند مفید باشد:
توجه و مشارکت در فعالیتها.
تقلید حرکات و بازی کردن.
پردازش حسی و واکنش به محرکهای محیطی.
مهارتهای حرکتی ظریف و درشت.
استقلال در فعالیتهای روزمره.
تنظیم رفتار و مشارکت در تعاملهای اجتماعی.
برای مثال، اگر کودک بهدلیل دشواری در تنظیم حسی یا توجه، بهسختی در بازی مشترک مشارکت میکند، کاردرمانی میتواند به بهبود مشارکت او کمک کند. اما اگر مشکل اصلی تأخیر زبان بیانی باشد، گفتاردرمانی معمولاً بخش اصلی مداخله است.
همکاری گفتاردرمانگر، کاردرمانگر و در صورت نیاز متخصص اطفال یا متخصص رشد و تکامل، میتواند برنامه جامعتری فراهم کند.
۹. برای ارزیابی کودک چه مراحلی لازم است؟
ارزیابی گفتار و زبان: بررسی درک زبان، تعداد کلمات، ترکیب کلمات، اشاره، تقلید و مهارتهای ارتباطی.
بررسی شنوایی: ارزیابی تخصصی شنوایی، حتی اگر کودک به بعضی صداها پاسخ میدهد.
بررسی رشد عمومی: در صورت وجود نشانههای دیگر، ارزیابی رشد شناختی، حرکتی، بازی و ارتباط اجتماعی.
شروع مداخله متناسب با نیاز کودک: در صورت وجود تأخیر، لازم نیست برای آغاز کمک تا قطعی شدن همه بررسیها صبر کرد.
پیگیری منظم: پیشرفت کودک در ارتباط روزمره و استفاده خودجوش از کلمات بررسی میشود و برنامه در صورت نیاز تغییر میکند.
پیام بگذارید